تبليغاتX
مهر سکوت - شب یلدای همتون مبارک   پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم صوتكي سازد گلويم صوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان اشفته را اشفته تر سازد تا بدين سان بشكند در من سكوت مرگوارم را

يلــــــدا واژيي ست سرياني که به زبان تازي تولد و ميلاد و به زبان پارسي زايش است و اين آخرين شب پاييز ، و نخستين شب زمستان يا آغاز چله بزرگ و درازترين شب سال مي باشد.

ميـــــدانيم که ايرانيان پيش از آيين پاک زردشت بزرگ ، داراي کيش ميترايي بوده اند و

مهر يا ميترا را خداي خورشيد و آفريدگار گيتي و هستي ميدانستند .

و به گمان برخي پيدايش اين آيين را از هوشنگ پادشاه پيشدادي مي دانند و در شاهنامه فردوسي خرد ورز نيز همين روايت آمده است :

کـــــه ما را زين بهي ننگ نيست

بـــــه گيتي به از دين هوشنگ نيست

همــــه راه دادست و آيين مهر

نظــــر کردن اندر شمار سپهر

به همين دليل اين شب که از ديدگاه ستاره شناسان مبارک نيست ، نزد ايرانيان گرامي ست و براي دوري از نامبارکي آن را جشن و سرور همراه ميکنند وباز ميدانيم که ايرانيان شب و تاريکي را نماد اهريمن و روز و روشنايي را نشان اهورامزدا ميدانستند وپارسيان امروز نيز بر همان باورند و همه کارها براي پيروزي اهورامزدا بر اهريمن انجام مي گرفته است .

چــــــون پس از شب يلدا روزها کم کم بلند و شبها کوتاه ميشوند ، آن را چيرگي روشنايي بر تاريکي و تباهي و پيروزي اهورامزدا بر اهريمن به شمار مي آوردند.

چنين است که هنوز ايرانيها آن را به جشن و شادماني برگذار ميکنند.

 بدين ترتيب که خانواده ها و بستگان و دوستان به دور کرسي يا کنار بخاري گرد هم مي آيند و رسم بر اين است که براي شام خورش فسنجان مي پزند و با شيريني و ميوه هاي گوناگون به ويژه آجيلي به

نام مشکل گشا و ميوه هايي چون انگور، انار، ازگيل، خرمالو و نيز هندوانه و خربزه از يکديگر پذيرايي ميکنند .

در مــــــازندران و گيلان اگر اين هنگام برف باريده باشد مقداري برف را با شيره يي به نام کف که از پختن نيشکر براي ساختن شکر سرخ دروستاها فراهم ميسازند، ميخورند و باورشان اين است که با خوردن هندوانه و آميخته برف و شيره نيشکر، انسان در زمستان دچار سرماخوردگي نخواهد شد. در اين شب بزرگترها همراه با گفتگوها براي کوچکترهاداستان هاي شيريني ميگويند از سده هاي پيش، گرفتن فال با ديوان حافظ نيز به اين رسم افزوده شده است .

امـــا چرا اين شب يلدا ناميده شد. همان گونه که در بالا اشاره رفت، واژه يلدا به زبان پارسي به معناي زايش است که به آنچه در تاريخ و فرهنگ ها آمده، در اصل جشن پيدايش ميترا يا مهر بوده است که در دنياي آيين مسيح آن را با ميلاد حضرت عيسي برابر کردند و در سده چهارم ميلادي آن را هنگام زايش عيساي مسيح قرار دادند.

برخي به اين باورند که واژه يلدا نام يکي از چاکران حضرت عيسي بوده است. چنانکه سنايي گفته  :

بـه صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي

که از يک چاکري عيسي چنان معروف شد يلد

که البته اين باور، خاستگاه يا بن مايه تاريخي ندارد، ولي آنچه آشکار است اين است که ميتراييسم وسيله لژيونهاي رومي از راه آسياي کوچک «ترکيه امروز» در اروپا گسترش پيدا کرد و چند سده نيز آيين

رسمي امپراتوري روم بود و مهرابه هاي فراواني که پرستشگاه مهريان بود در اورپا ساخته شدتا آن که کنستانتين امپراتور روم که به پدر کليسا مشهور است در آغاز سده چهارم ميلادي به طرافدارن آيين مهري را شکست و آيين مسيح را جانشين ميتراييسم کرد و براي جلوگيري از برگذاري جشن آيين مهري به اين بهانه که چون مسيحيان، عيسي را مظهر نور ميدانند

شب يلدا را که با زايش حضرت مسيح برابر شده و به نام ميلاد مسيح جشن بگيرند. کليساي روم نيز به طور رسمي بيست و پنج دسامبر را براي برگذاري جشن ميلاد مسيح پذيرفتند، مگر يک فرقه از آنان که ششم ژانويه را هنگام زايش مسيح براي خود قرار داد .

به هر روي با اين که طرافدارن آيين مهري «ميتراييسم» شکست خوردند ولي آيين مسيح نتوانست

از نفوذ ميتراييسم بر کنار بماند، چنانکه باور داشتن به رستاخيز و پل صراط و استفاده از ناقوس

در کليساها و نشانه صليب و غسل تعميد و آرايش درخت کاج در کريسمس که همان سرو آريايي هست

و کلاه اسقف ها به نام ميترايي و همزمان ساختن جشن کريسمس با جشن يلدا در ديانت مسيح راه پيدا کرد

از همه اينها که بگذريم، در ادب پارسي نيز نويسندگان و سرايندگان، بلندي زلف يار

و سياهي خال رخسار و درازي دوري هاي دلدار را به شب يلدا مانند کرده و ميکنند که دو سه نمونه را ياد آور ميشوم .

 

چون حلقه ربايند به نيزه توبه نيزه

خال رخ رنگي بربايي شب يلدا

از : عنصري

 

روز رويش چون بر انداخت نقاب ااز سر زلف

گويي از روز قيامت شب يلدا برخاست

از : سعدي

 

هست چون صبح آشکارا، کاين صبح چند را

بيم صبح رستخيز ست از شب يلداي من

از : خاقاني

  

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 10:58 توسط پری |

 
2