تبليغاتX
مهر سکوت - ...   پس از مرگم نمي دانم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم صوتكي سازد گلويم صوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريز و پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان اشفته را اشفته تر سازد تا بدين سان بشكند در من سكوت مرگوارم را

 

فروغ اولين زني است كه زن را مي سرايد.

فروغ در پي ‌‏شكل دادن به معناست .

فروغ اولين زن شاعري است كه در اشعارش به وضوح دغدغه‌‏هاي يك زن را بيان مي‌‏كند.

شعر فروغ مختص به خود اوست.

شعر فروغ منتج از نوع زندگي اوست و شعرش در كنار زندگي‌‏اش معنا مي‌‏يابد.

او شاعر صادقي بود كه هيچ گاه شعرش را فداي فرماليسم و مفهوم نكرد.

او به گونه خاص خود در زندگي جنگيد؛ ملامت كشيد و به گونه خود شعر گفت :

 

وچهره شگفت

از انسوي دريچه به من گفت

(حق با كسي است كه مي بيند)

من مثل حس گمشدگي وحشت اورم

اما اي خداي من ايا

چگونه ميشود از من ترسيد؟

.

.

.

  

                  

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 3:42 توسط پری |

 
2